تبليغاتX
وبلاگ اهلبيت عليهم السلام - فلسفه عزاداري

فلسفه عزاداري امام حسين‌عليه‌السلام

عزاداري

    ترديدي نيست در اينكه برپاداريِ سوگواري و اقامة مراسم عزاداريِ حضرت امام حسين‌عليه‌السلام علاوه بر اينكه از اعظم شعائر الهي است داراي فوائد ديني ، مذهبي ، اخلاقي ، اجتماعي و سياسي است از اين روي بر پيروان او لازم است آن را در هر سال هر چه با شكوه‌تر زنده نگهدارند تا از فوائد آن بهره‌مند شوند. بلي برخي از نا‌آگاهان هستند كه وقايعِ عاشورا و حوادث كربلا را مربوط به زمان گذشته مي‌پندارند و لذا از تكرار سوگواري هر سال دچار تعجب و حيرت مي‌شوند و مي‌گويند چه معنا دارد در ارتباط با جرياني كه در سيزده قرنِ پيش به وقوع پيوست ، در هر سال مجالس و محافلي به عنوان عزاداري برقرار باشد و مردم در آنها سينه‌زنان و اشك‌ريزان باشند؟! غافل از اينكه حادثة عاشورا يك الگويِ جاودانه در تاريخ و يك جريانِ آموزندة مهم و مستمرّ در سراسر زندگي بشر به حساب مي‌آيد؛ از اين روي هميشه و در طول تاريخ ظالمان و يزيديان با تشكيل اينگونه مجالس و محافل مخالف بوده‌اند و سعي و تلاش مذبوحانه مي‌كنند تا اين مجالس را به تعطيلي بكشانند و يا اينكه به گونه‌هاي مختلف آن را لكّه‌دار بنمايند.

   مراسم عزاداري حسيني‌عليه‌السلام علاوه بر اينكه فوائد زيادِ فردي ، اجتماعي و ديني دارد ، داراي ويژگي خاصي است كه در مراسم ديگر وجود ندارد و آن عبارت از نماياندن حق از باطل و ستيز آن بر عليه باطل است. عزاداري ، به ما درس شهادت مي‌دهد و شهادت دعوتي است به همة عصرها و به همة نسلها كه « اگر مي‌تواني بميران و اگر نمي‌تواني بمير. »

   هر انقلابي دو چهره دارد : « خون و پيام » ؛ و پيامِ كربلا در مرام و كلامِ حسينعليه‌السلام اينست : « اِنّما الحيوه عَقيدهٌ وَ جهادُ » :‌ زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد و كساني مي توانند خوب زندگي كنند كه مي توانند خوب بميرند. « اِنّي لا أري الموت اِلّا السّعاده وَ لا الحَيوه مَع الظالِمين اِلّا بَرما . »

 امام حسين عليه السلام

پيامهاي عزاداري عاشورا عبارتنداز :

 الف ) آگاه ساختن انسانهايِ غفلت زده : خفتگانِ بسياري بر اثر فرياد حسين‌‌عليه‌السلام بر بام تاريخِ كربلا بيدار شدند و راه بيداران گرفتند.

ب ) برانگيختن نيروهاي در درون نهفته  .

ج ) متزلزل كردن كاخ ستم : و اين درسي بود كه به همة حق‌خواهانِ گرفتار در ظلمتِ ستم داده شد تا بدانند شب رفتني است ، هر چه طولاني باشد و سپيده‌دم سرانجام آمدني‌ست .

د ) آموختن شيوة خوب مُردن : « و حسين‌ ـ عليه‌السلام ـ وارث آدم ـ كه به بني آدم زيستن داد ـ و وارث پيامبران بزرگ ـ كه به انسان « چگونه بايد زيست » را آموختند ـ اكنون آمده است تا در اين روزگار به فرزندان آدم « چگونه بايد مرد؟! » را بياموزد؛ حسين ياد داد كه « مرگ سياه » سرنوشتِ شوم مردم زبوني است كه به هر ننگي تن مي دهند تا « زنده بمانند » .

چ ) « كساني كه گستاخي آن را ندارند كه « شهادت » را انتخاب كنند ، « مرگ » آنان را انتخاب خواهد كرد . »

ه ) آموزش درس شهادت و اينكه شهادت يك حكم است .

ز ) آموختن راه اصلاح جامعه‌هاي ستمزده و فاسد .

 

امام خميني

   پيرجماران و فرزند خلف سيدالشهداء‌عليه‌السلام در مورد جاهلاني كه به مراسم عزاداري در هر سال ايراد مي‌گيرند چنين فرمود :

       « ... اصلاً نمي‌فهمند مكتب سيدالشهداء‌ ـ عليه‌السلام ـ چه بوده و نمي دانند اين منبرها ، گريه‌ها و سينه‌زني‌ها حدود 1400 سال است كه ما و مكتب را حفظ كرده است و تا حالا اسلام را آورده‌اند؛ اين عدّه جوانها اين طور نيست كه سؤ نيّت داشته باشند و خيال مي‌كنند كه ما بايد حرفِ روز بزنيم ، ولي حرف سيدالشهداء‌ ـ عليه‌السلام ـ حرف روز است؛ اصلاً حرفِ روز را سيدالشهداء ـ عليه‌السلام ـ آورده و دست ما داده است و سيدالشهداء ـ عليه‌السلام ـ را اين گريه‌ها و مكتب وي را اين مصيبتها و داد و قالها و اين سينه‌زني‌ها و ... حفظ كرده اگر فقط مقدسي بود و توي اطاق و توي خانه مي‌نشست براي خودش هِي زيارت عاشوراء مي‌خواند و تسبيح مي‌گرداند ( براي امروز ) چيزي نمانده بود ... هر مكتبي هياهو مي‌خواهد بايد پايش سينه بزنند ... همين هاست كه اين نهضت را پيش برده .

   اگر سيدالشهداء ـ عليه‌السلام ـ نبود اين نهضت پيش نمي‌رفت ... امام حسين‌‌عليه‌السلام نجات داد اسلام ما را؛ براي يك آدمي كه اسلام را نجات داد و كشته شد سكوت كنيم ؟! ...

قيام عاشوراء در كلام و پيام امام خميني‌(رحمه‌الله‌عليه) ـ ص16

 

در پايان به اميدِ ظهور منتقمِ عاشوراء و اصلاح زمين و جامعة بشري ، دست به دعا بر مي داريم.

امام مهدي عليه السلام

اللهم عجل لوليك الفرج 

نوشته شده توسط طلبه|یکشنبه سیزدهم بهمن 1387|10 قبل از ظهر |