چاه عریضه
در نامه ای که باز برایت نوشته ام
از سیـــر تا پیاز برایت نــــوشته ام
دلتنگی ام بهانه این عاشقانه هاست
من از ســـــر نیــــاز برایت نوشتــــه ام
این نامه هم دوباره پر از نقطه چین شده است
چــــون با زبان راز بـــــرایت نوشتــه ام
رفتــم سر قرار ، دوباره نیامــــدی
این را به اعتراض برایت نوشته ام
شب مدتی است روی تن شهر مانده است
از این شب دراز برایت نوشته ام
می سوزم از درون و کسی بو نمی برد
چـــون گفته ای بساز برایت نوشتـــه ام
نامه به ( السلام علیکم ) رسیده است
از اول نماز برایت نوشته ام
از چاله در می آید و در چاه می رود
این نامه ای که باز برایت نوشته ام
سعید حیدری ـ روزنامه جام جم ( 31 اردیبهشت 1388 )
آثار انتظار ظهور مهدي علیه السلام ... بخش پایانی
انتظار يعني آماده باش کامل

من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممکن است در انتظار کسي باشم که طعمه شمشيرش خون ستمگران است؟
من اگر آلوده و ناپاکم چگونه ميتوانم منتظر انقلابي باشم که شعله اولش دامان آلودگان را ميگيرد؟
ارتشي که در انتظار جهاد بزرگي است آمادگي رزمي نفرات خود را بالا ميبرد و روح انقلاب در آنها ميدمد و هرگونه نقطه ضعفي را اصلاح ميکند.
زيرا چگونگي انتظار همواره متناسب با هدفي است که در انتظار آن هستيم.
انتظار آمدن يک مسافر عادي از سفر.
انتظار بازگشت يک دوست بسيار عزيز.
انتظار فرارسيدن چيدن ميوه از درخت و درو کردن محصول.
هر يک از اين انتظارها آميخته با يک نوع آمادگي است، در يکي بايد خانه را آماده کرد و وسايل پذيرايي فراهم ساخت، در ديگري ابزار لازم و داس و کمباين و....
اکنون فکر کنيد آنها که انتظار قيام يک مصلح بزرگ جهاني را ميکشند در واقع انتظار انقلاب و دگرگوني و تحولي را دارند که وسيعترين و اساسيترين انقلابهاي انساني در طول تاريخ بسر است.
انقلابي که بر خلاف انقلابهاي پيشين جنبه منطقهاي نداشته بلکه هم عمومي و همگاني است و هم تمام شئون و جوانب زندگي انسانهارا شامل ميشود، انقلابي است سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اخلاقي.
پایان
آثار انتظار ظهور مهدي علیه السلام ... بخش دوم

«انتظار» معمولا به حالت کسي گفته ميشود که از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتري تلاش ميکند.
في المثل بيماري که انتظار بهبودي ميکشد، يا پدري که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بيماري و فراق فرزند نارحتند و براي وضع بهتري ميکوشند.
همچنين تاجري که از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادي ميباشد اين دو حالت را دارد «بيگانگي با وضع موجود» و «تلاش براي وضع بهتر».
بنابراين مسئله انتظار حکومت حق و عدالت مهدي و قيام مصلح جهاني در واقع از دو عنصر است عنصر نفي و عنصر اثبات عنصر نفي همان بيگانگي است با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترين بودن است.
و اگر اين دو جنبه در روح انسان به صورت ريشه دار حلول کند سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد
اين دو رشته اعمال عبارتند از ترک هر گونه همکاري و هماهنگي با عوامل ظلم و فساد و حتي مبازره با آنها از يک سو ، و خود سازي و خودياري و جلب آمادگيها جسمي و روحي و مادي و معنوي براي شکل گرفتن آن حکومت واحد جهاني و مردمي از سوي ديگر.
و خوب که دقت کنيم ميبينم هر دو قسمت آن سازنده و عامل تحرک و آگاهي و بيداري است.

با توجه به مفهوم اصلي «انتظار» معني روايات متعدد درباره پاداش و نتيجه کار منتظران به خوبي درک ميشود. اکنون ميفهميم چرا منتظران واقعي گاهي همانند کساني شمرده شدهاند که در خيمه حضرت مهدي (ع) يا زير پرچم او هستند يا کسي که در راه خدا شمشيري ميزند، يا به خون خود آغشته شده، يا شهيد گشته است.
آيا اينها اشاره به مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق و عدالت نيست که متناسب با مقدار آمادگي و درجه انتظار افراد است؟
يعني همانطور که ميزان فداکاري مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خود سازي و آمادگي نيز درجات کاملا متفاوتي دارد که هر کدام از اينها با يکي از آنها از نظر مقدمات و نتيجهگيري شباهت دارد هر دو جهادند و هر دو آمادگي ميخواهند و خود سازي کسي که در خيمه رهبر چنان حکومتي قرار گرفته يعني در مرکز ستاد فرماندهي يک حکومت جهاني است نميتواند يک فرد غافل و بيخبر و بي تفاوت بوده باشد آنجا جاي هر کس نيست جاي افرادي است که به حق شايستگي چنان موقعيت و اهميتي را دارند.
همچنين کسي که سلاح در دست دارد و در برابر رهبر اين نقلاب با مخالفان حکومت صلح و عدالتش ميجنگد آمادگي فراوان روحي و فکري ورزمي بايد داشته باشد.

آثار انتظار ظهور مهدي علیه السلام
بعضي از ناآگاهان چنين پنداشتهاند که انتظار ظهور مهدي علیه السلام بر اساس آيات ،ممکن است سبب رکود و عقب ماندگي يا فرار از زير بار مسؤوليتها و تسليم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا که اعتقاد به اين ظهور بزرگ مفهومش قطع اميد است از اصلاح جهان قبل از او حتي کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمينه ظهور آن حضرت فراهم گردد.
اين سخني است که سالهاست بر سرزبان مخالفان و منکران قيام مهدي علیه السلام است و ابن خلدون به آن اشاره کرده است، درحالي که مطلب کاملا برعکس است و انتظار اين ظهور بزرگ آثار بسيار سازندهاي دارد که در ذيل به طور فشرده ميآوريم تا معلوم شود آنها که چنين قضاوت کردهاند قضاوت عجولانه و حساب نشدهاي است در برابر مسالهاي که هم در قرآن مجيد به آن شاره شده و هم در احاديث متواتره که در کتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شيعه آمده با صراحت مطرح شده است.
حقيقت انتظار و آثار سازنده آن 
سخن در اين بود که آيا ايمان به ظهور مهدي علیه السلام با آن برنامه جهانيش که عالم را پر از عدل و داد ميکند و ريشههاي ظلم و ستم را قطع مينمايد اثر سازنده تربيتي دارد يا آثار منفي؟
آيا ايمان به چنين ظهوري انسان را چنان در افکار رؤيايي فرو ميبرد که از وضع موجود خود غافل ميگردد و تسليم هرگونه شرايط ميکند؟
و يا اين که به راستي اين عقيده يک نوع دعوت به قيام و سازندگي فرد و اجتماع است؟
آيا ايجاد تحرک ميکند يا رکود؟
آيا مسئوليت آفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها؟
وبالاخره آيامخدر است يا بيدار کننده؟
ولي قبل از توضيح و بررسي اين سؤالات توجه به يک نکته کاملاً ضروري است و آن اين که سازندهترين دستورات و عاليترين مفاهيم هرگاه بدست افراد نا وارد يا نالايق يا سوء استفاده چي بيفتد ممکن است چنان مسخ شود که درست نتيجهاي بر خلاف هدفي اصلي بدهد و در مسيري بر ضد آن حرکت کند و اين نمونههاي بسيار دارد و مسئله «انتظار» بطوري که خواهيم ديد در رديف همين مسائل است.
به هر حال براي رهايي از هر گونه اشتباه در محاسبه در اين گونه مباحث بايد به اصطلاح آب را از سرجشمه گرفت تا آلودگيهاي احتمالي نهرها و کانالهاي ميان راه در آن اثر نگذارد.
يعني ما در بحث انتظار مستقيما به سراغ اصلي اسلامي رفته و لحن گوناگون رواياتي راکه روي مسئله انتظار تاکيد ميکند مورد بررسي قرار ميدهيم تا از هدف اصلي آگاه شويم.
اکنون با دقت با اين چند روايت توجه کنيد:
روی ادامه مطلب کلیک نمایید ...
سخنان کوتاه از حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمه الله 
تنها پيدا كردن و ديدن آن حضرت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ مهم نيست، زيرا ديدن آن حضرت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ در عرفات يا در جاى ديگر، كه هميشه ميسور نمى شود و ممكن نيست. لذا آقايى گفته بود: شايد شما هم به خدمت آن حضرت مشرّف شده ايد و خيلى ها مشرّف شده اند. اگر مشرّف شديد، به آن حضرت نگوييد كه از خدا براى من زن، خانه، دفع فلان بيمارى و يا امراض خصوصى و... بخواه، زيرا اين ها چندان اهميّت ندارد.
هم چنين آقاى ديگرى گفت: در اعتكاف مسجد كوفه آن حضرت را در خواب ديدم كه به من فرمود: اين هايى كه به اين جا (مسجد كوفه) آمده اند، از مؤمنين خوب هستند، ولى هر كس حاجتى دارد و براى برآورده شدن حاجت خود آمده است. مانند، خانه، فرزند و... هيچ كدام براى من نيامده اند.
البته محتاج به خواب هم نيست، مطلب همين طور است و هر كدام در فكر حوايج شخصى خود هستيم، و به فكر آن حضرت ـ كه نفعش به همه بر مى گردد و از اهمّ ضروريات است ـ نيستيم!

قرآن چه موجودى است كه در مراتب مختلفهى نزول، حكايت از شنيدنىها و ديدنىها مىكند؛ عديل قرآن (عترت) هم حكايت از نعمتهاى عالم مىكند؛ ولى ما از غمخوار، هادى، حامى و ناصرهاى خود قدردانى و شكرگذارى نمىكنيم و واسطهى خير را پى مىكنيم؛ كه:
( فَعَقَرُوهَا ) : (پس ناقه را پی کردند ). (1)و ائمّه ـ عليهمالسّلام ـ را كه ولىنعمتهاى ما و مجارى فيض هستند نمىتوانيم مشاهده كنيم. امام زمان ـ عجّلاللّهتعالىفرجهالشّريف ـ هم اگر بيايد با او همان معامله را مىكنيم كه با آباى طاهرينش كرديم. آيا مىشود امام زمان ـ عجّلاللّهتعالىفرجهالشّريف ـ چهار صد ميليون ياور داشته باشد و ظهور نكند؟!
1. سورهى هود، آيهى 68؛ سورهى شعراء، آيهى 157؛ سورهى شمس، آيهى 14.
سایت آیت الله بهجت رحمه الله
در این ارتباط بخوانید ...
سفارشات آیت الله بهجت رحمه الله ... قسمت اول
سفارشات آیت الله بهجت رحمه الله ... قسمت دوم

لطفا نظر یادتون نره ...
لزوم اعتقاد به ظهور منجی آخر الزمان (3)
علامه طباطبايي رحمه الله در كتاب ( شيعه در اسلام ) در بحث از ظهور مهدي عليه السلام مي فرمايد :
بشر از زماني كه روي زمين بوده است به دنبال زندگي اجتماعي همراه با سعادت بوده و همواره براي رسيدن به اين مرحله زندگي نموده است ؛ اگر قرار بود اين آرزوي انسان در عالم خارج محقق نشود نبايستي چنين آرزويي در نفس انسان وجود مي داشت؛ همانطور كه اگر غذايي در خارج موجود نباشد بايستي گرسنگي هم نباشد يا اگر آبي براي رفع عطش در عالم خارج نباشد بايستي در انسان احساس عطش هم نباشد و ...
پس بنا به حكم ضرورت ، آيندة عالم روزي را خواهد ديد كه در آن عدل و داد بر جوامع بشري سايه خواهد افكند و فرزندان آدم در صلح و صفا و دوستي و محبت زندگي خواهند نمود و به فضيلت و كمال خود خواهند رسيد . بديهي است كه استقرار چنين حالتي به دست خود انسانها خواهد بود و رهبر چنين جامعه اي در واقع منجي عالم بشري خواهد بود كه بنا به تعبير روايت ما آنرا مهدي عليه السلام مي ناميم .
شهيد سيد محمد باقر صدر رحمه الله مي فرمايد: تفكر مهدويت با اوصاف رهبري كه براي تغيير دادن عالم به سوي فضائل مورد انتظار است در احاديث پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله و سلم به طور عموم ودر روايات ائمه عليه السلام به طور مخصوص آمده است و در روايات زيادي طوري به آن تأكيد شده است كه امكان شك در آن وجود ندارد به طوري كه در حدود چهار صد حديث از نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم فقط توسط برادران اهل سنت نقل شده كه مجموع اخبار وارده در ارتباط با امام مهدي عليه السلام به نقل شيعه و سني بيش از شش هزار روايت مي باشد كه در مقدار روايت نظيرش در ساير قضاياي اسلام كه شكي در آنها عادتا وجود ندارد وارد نشده است .
اگر روايات مذكور را به همراه آيات موجود در قرآن در ارتباط به غالب شدن دين اسلام بر همة اديان مثل آيه : 28 سورة فتح كه خداوند مي فرمايد : ( هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلّه و كفي بالله شهيدا : خداوندي كه پيامبرش را با دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد و خداوند به عنوان شاهد كفايت مي كند ) را به اين مطلب اضافه كنيم كه طبيعت وضع فساد موجود در عالم با اينكه يقين به صحت دين اسلام و خاتميت آن داريم اقتضا دارد كه در انتظار مصلحي باشيم تا با رهنمود هاي دين اسلام عالم را از وضيعت فساد و ظلم كنوني نجات دهد به سرّ اين مطلب پي خواهيم برد كه چرا همه فرقه هاي اسلامي به ظهور منجي در آخر الزمان معتقد هستند؟
بداية المعارف الالهية ج 2با اندكي تصرف و تلخيص
لزوم اعتقاد به ظهور منجي آخرالزمان (۲)
عقيده به وجود امام ( حي و حاضر ) در هر عصر و زمانی، يك عقيدهي جديد و نظريهي تازه ای نيست ؛ بلكه اين امری است كه دارای سابقهي (ديرينه ) از زمان خلقت بشر می باشد چرا كه (با توجه به ادلهای كه در اثبات نبوت و امامت در محل خود اقامه می شود ) لزوم (وجود ) ارتباط ميان خالق و مخلوق (در هر عصر و زمانی ) اثبات می شود و (علاوه بر اين ادلهي عقلی ) وجود رواياتی (كه شيعه و سنی ) از نبی مكرم اسلام صلی الله عليه و آله و سلم روايت نمودهاند تاكيدي بر اين امر است،از جمله روايت (مشهور ) ذيل :
هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به (نوع ) مرگ جاهليت مرده است (و گويا اصلا به اسلام ايمان نياورده است ).
پس اعتقاد به امامت (و مسالهي مهدويت ) از اساسي قوی و برهاني برخوردار است؛ بلكه عقيده به ائمهي دوازدهگانه و اينكه آنان از نسل حضرت علي و فاطمه سلام الله عليهما هستند امری آسماني است كه (حتي ) پيامبران گذشته و پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم با روايات متواتر از آن خبر دادهاند.
ادامه دارد ...
بداية المعارف الالهية ج 2با اندكي تصرف و تلخيص
لزوم اعتقاد به ظهور منجي آخرالزمان
به درستي كه بشارت به ظهور حضرت مهدی عليه السلام ـ كه از فرزندان حضرت فاطمه سلام الله عليها ست ـ در آخر الزمان براي پر نمودن عالم با عدل و قسط پس از پرشدن آن با ظلم و جور با روايات متواتر از نبی مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ثابت شده است و همه ي مسلمانان [اعم از شيعه و غير شيعه] احاديث مربوط به مهدويت (ظهور منجي در آخر الزمان) را ازنبی اسلام صلی الله عليه و آله حتمي مي دانند و اعتقاد به ظهور، عقيده و نظريهي جديدی در ميان فقط گروه شيعيان نيست كه خواسته باشند با اعتقاد به اين مسأله خود را با ظهور كسي كه زمين را از ناپاكي ظلم پاك مي سازد ، تسلي داده باشند.
شاهد بر اين مدعا اينكه اگر عقيده به ظهور مهدي عليه السلام از زمان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وجود نداشت ـ به طوري كه همهي مسلمانان با آن آشنا باشند و در نفوس آنها نفوذ كرده باشد ـ در اين صورت بايستي مدعيان دروغين مهدويت در قرنهاي اوليه مانند كيسانيه و عباسيه ظاهر نمي شدند حال آنكه با اغفال مردم به خاطر وجود چنين عقيده اي سعي در كسب سلطنت و قدرت داشتند و ادعاي دروغين خود را راهي براي نفوذ بر عامهي مردم و گسترش نفوذ خود در ميان آنها قرار مي دادند.
و از آنجا كه ما معتقديم دين اسلام ، دين درست ،صحيح و كاملي است و خاتم همۀ اديان الهي است و دين ديگري بعد از آن براي اصلاح بشريت نخواهد آمد و از طرف ديگر مشاهده مي كنيم كه ظلم و شيوع فساد در عالم رو به گسترش است و براي عدالت و صلاح در كشورهاي پيشرفته راهي نمی بينيم و مسلمانان را مشاهده مي كنيم كه از دين خود دورشده اند و احكام اسلام در كشورهاي اسلامی رو به تعطيلی است ، ناگريز بايستي منتظر فرج و گشايش توسط بازگشت دين اسلام به قدرت و قوت باشيم و اينكه شرايطي فراهم شود تا همين دين اسلام اين دنياي غرق شده در ظلم و فساد را اصلاح نمايد (و غير از اين راهی نيست.)
و بايد توجه داشت كه باز گشت اسلام به قوت و تسلط خود برهمهي مردم با وجود اين همه بدعتها و تحريفاتي كه در قوانين و احكام آن صورت گرفته ممكن نيست مگر با ظهور مصلحی بزرگ در رأس آن كه مسلمانان را متحد سازد و تحريف ها را از دين دور ساخته و بدعتها و گمراهی های موجود در آنرا با عنايت و لطف الهي رد نمايد.
به طور خلاصه و ضعيت فساد موجود در بشر امروزي با عنايت به اعتقاد به صحت دين اسلام و خاتميت آن اقتضا دارد كه منتظر مصلح جهاني يعني حضرت مهدي عليه السلام باشيم تا ان شاء الله عالم را از اين شرايط و اوضاع نجات دهد.
به خاطر همين ، همهي فرقه هاي اسلامی بلكه فرقه هاي حتي غير مسلمانان به مسأله منجی آخرالزمان و انتظار آن معتقدند.
ادامه دارد ...
بداية المعارف الالهية ج 2 ص 130 تا 131با اندكي تصرف و تلخيص
خلاصهي فوائد دعا براي تعجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه
( بخش پاياني )
41 ـ دعا براي فرج از دعا نمودن براي امام زمان عليه السلام در زمان ظهور آن حضرت با ارزشتر است .
42 ـ ملائكه براي دعا كننده و در حق او دعا مي كنند و به او مي گويند خداوند دو برابر آنچه خواستي به خودت عنايت بفرمايد .
43 ـ دعا براي فرج گرفتن ريسمان نجات پروردگار است .
44 ـ موجب كامل شدن ايمان است .
45 ـ دعا براي فرج ، انسان را به مقامي مي رساند كه ثواب همه بندگان خدا را يكجا به او مي دهند .
46 ـ دعا براي فرج تعظيم شعائر الهي است .
47 ـ دعا كننده براي فرج ، ثواب شهادت در ركاب رسول خدا صلي الله عليه و آله نصيبش مي شود .
48 ـ و نيز ثواب شهادت زير پرچم امام عصر ارواحنا فداه را به او مي دهند .
49 ـ دعا براي فرج ثواب نيكي نمودن به حضرت بقية الله و ائمه هدي عليهم السلام ، همهي انبياء و همهي مؤمنين را دارد .
50 ـ دعا كننده براي فرج جز حزب خدا قرار گرفته و با ائمه اطهار عليهم السلام محشور خواهد شد .
51 ـ دعا كننده براي فرج به شفاعت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد.
52 ـ تلاش براي فرج امام عصر ارواحنافداه و دعا كردن براي آن حضرت عليه السلام مانند آن كسي است كه نه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد در حاليكه روزها را روزه و شبها را به عبادت ايستاده است.
53 ـ دعا براي تعجيل فرج صلهي رحم آل محمد صلي الله عليه و آله است .
54 ـ دعا كردن براي تعجيل فرج ، لبيك گفتن به دعوت رسول خدا صلي الله عليه و آله است .
بيائيد همگي به دعوت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف لبيك گفته و براي ظهور ايشان دعا كنيم.
التماس دعا
برگرفته از مكيال المكارم
خلاصهي فوائد دعا براي تعجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه
( بخش چهارم )
دعا براي فرج موجب ميشود ...
31 ـ خداوند شفاعت او را در حق هفتاد هزار گناهكار بپذيرد .
32 ـ مادامي كه انسان مشغول دعا براي فرج است رحمت خاص الهي بر او سايه افكنده و عنايت و رحمت بر او نازل مي شود .
33 ـ در دعا براي فرج ثواب خير خواهي براي مؤمن نهفته است .
34 ـ مجلسي كه براي تعجيل فرج در آن دعا مي شود محل حضور ملائكه است و ملائكه نيز دعا كنندگان را در دعا كمك مي كنند .
35 ـ خداوند متعال نزد ملائكه به دعا كننده براي فرج مباهات مي فرمايد .
36 ـ دعا كننده براي فرج مشمول دعاي ائمه هدي عليهم السلام خواهد بود .
37 ـ دعا براي فرج اطاعت از اولي الامر است و اطاعت از اولي الامر (يعني امام زمان عجل الله تعالي فرجه) با ارزشترين كاري است كه بندگان خدا بوسيله آن به خدا نزديكتر مي شوند و دعا براي فرج يكي از دستوراتي كه امام عصر ارواحنافداه به شيعيان صادر فرموده اند .)
38 ـ دعا براي فرج موجب خوشحالي رسول خدا صلي الله عليه و آله مي شود .
39 ـ دعا براي فرج با ارزشترين اعمال است .
40 ـ دعا براي فرج موجب زائل شدن غم مي شود .
ادامه در بخش پنجم ...
برگرفته از مكيال المكارم
خلاصهي فوائد دعا براي تعجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه
( بخش سوم )
21 ـ دعا كننده براي فرج را ائمه هدي عليهم السلام به خوبي و رستگاري خواهد شناخت.
22 ـ دعا كننده براي فرج به ثوابهايي كه براي طالب علم نويد داده شده خواهد رسيد .
23 ـ هنگام مرگ به دعا كننده براي فرج (كه مداومت بر اين كار داشته ) بشارت خوب داده و با او مدارا مي كنند .
24 ـ دعا كننده براي فرج خواهد توانست با اميرالمؤمنين عليه السلام و در درجه آن حضرت در قيامت قرار گيرد .
25 ـ دعا كننده براي فرج در مسيري قرار خواهد گرفت كه دوست داشتني ترين خلق نزد پروردگار خواهد شد .
26 ـ خداوند متعال او را در عبادت ياري مي نمايد .
27 ـ بواسطه او ( و امثال او كه براي تعجيل امام عصر روحي فداه تلاش مي كنند) بلاها از طرف مردم ديگر برطرف مي شود .
28 ـ دعا براي فرج ولي عصر ارواحنافداه ثواب ياري نمودن مظلوم را دارد .
29 ـ در دعا براي فرج ثواب انتقام خون ابا عبدالله الحسين ارواحنافداه نهفته است .
30 ـ دعاكننده براي فرج نوري خواهد داشت كه روز قيامت براي ديگران درخشش مي كند.
ادامه در بخش چهارم ...
برگرفته از مكيال المكارم
خلاصهي فوائد دعا براي تعجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه
( بخش دوم )

دعا براي فرج موجب ...
11 ـ اداء اجر رسالت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است .
12 ـ سبب آمرزيده شدن گناهان مي شود.
13 ـ موجب تشرف به محضر مقدس آن حضرت در خواب يا بيداري مي شود . إن شاء الله تعالي .
14 ـ دعا كننده اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنيا برود مي تواند براي آن حضرت در وقت ظهور به دنيا برگردد .
15 ـ براي دعا كننده راه رسيدن به مقام برادري با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله باز شده به آن مقام مي رسد .
16 ـ دعا براي فرج وفا نمودن به عهد و پيمان با پروردگار و ائمهي هدي عليهم السلام است.
17 ـ دعا كننده براي فرج به ثوابهاي احسان به والدين حقيقي مي رسد ؛ ( زيرا طبق روايت والدين حقيقي و روحي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و ائمه هدي عليهم السلام مي باشند).
18 ـ دعا كننده براي فرج به ارزشهايي كه براي رعايت كننده امانت مقرر ميشده مي رسد .
19 ـ دعا براي فرج موجب درخشش بيشتر نور معرفت امام زمان عليه السلام در قلب انسانها مي شود .
20 ـ دعا براي فرج موجب طول عمر انسانها مي شود .
ادامه در بخش سوم ...
برگرفته از مكيال المكارم
خلاصهي فوائد دعا براي تعجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه
( بخش اول )
امام مهدي عليه السلام در نامهي شريف خود به شيخ مفيد رحمه الله مي فرمايد :
اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را بر طاعت خوبش موفق گرداند ـ در راه وفا به پيماني كه بر دوش دارند همدل مي شدند ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمي افتاد.
بحارالانوار ، جلد 53 ، صفحهي 177
اشاره : يقينا تا كنون به دفعات زياد شنيده ايد كه بزرگان در مورد دعا براي تعجيل در فرج حضرت بقية الله الاعظم ارواحنافداه سفارشات بسياري كرده اند از جمله در روايتي آمده است كه بسيار براي تعجيل در فرج ( آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين ) دعا كنيد كه همانا آن فرج و گشايشي براي خود شماست ، لذا در اين پست و چند پست آينده در نظر دارم به خلاصه اي از فوائد دعا براي تعجيل در فرج اشاره نمايم ، اميد آنكه مورد قبول و عنايت ارباب خوبان حضرت مهدي روحي فداه واقع گردد و با دعاي خير آن حضرت از منتظران واقعي و زمينه سازان حقيقي ظهور حضرتش باشيم ، إن شاء الله .
دعا براي فرج موجب ...
1 ـ فرج امام زمان عليه الصلاة و السلام و شيعيان آن حضرت خواهد شد .
2 ـ باعث زياد شدن نعمتهاي پروردگار مي شود .
3 ـ سبب استجابت دعاهاي شخص دعا كننده در حق خودش مي شود .
4 ـ نشانه اي از انتظار دعاكننده است .
5 ـ موجب ناراحتي و اضطراب شديد شيطان مي شود .
6 ـ منجر به نجات از فتنه هاي آخرالزمان و سالم ماندن از هلاكت روحي است.
7 ـ سبب اداء برخي از حقوق آن حضرت بر شيعيان است و اداء حق آن حضرت عليه السلام از واجبترين امور است .
8 ـ تعظيم در برابر پروردگار و بزرگ داشتن دين اوست.
9 ـ موجب دعا كردن متقابل آن حضرت عليه السلام براي دعا كننده است .
10 – اين دعا اظهار محبت باطني به آن حضرت عليه السلام است .
برگرفته از كتاب شريف مكيال المكارم
ادامه در بخش دوم ...
كجاست آن واسطهي اتصال و ارتباط بين زمين و آسمان؟
.jpg)
اشاره : در دعاي پرفيض ندبه كه از معصومين عليهم السلام به ما رسيده در بخشي از آن مي خوانيم كه : ( أين السبب المتصل بين الارض و السماء : كجاست آن واسطهي اتصال و ارتباط بين زمين و آسمان؟ ) حال با توجه به اين جملهي پرمغز از معصومين عليهم السلام به سخنان ذيل توجه فرماييد :
پروفسور ، هانرى كربن ، استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوى مىگويد:
به عقيدهي من مذهب تشيّع تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهى را ميان خدا و خلق براى هميشه نگهداشته است و به طور مستمر و پيوسته، ولايت را زنده و پا برجا مىدارد.
مذهب يهود، نبوّت را كه رابطهاى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى، در حضرت كليم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ اذعان ننموده و رابطهي مزبور را قطع مىكند. همچنين مسيحيان در حضرت مسيح متوقف شدهاند. اهل سنت از مسمانان نيز در حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ توقف كرده و با ختم نبوّت در ايشان، ديگر رابطهاى ميان خالق و مخلوق، موجود نمىدانند.
تنها مذهب تشيّع است كه نبوّت را با حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ ختم شده مىداند، ولى ولايت را كه همان رابطهي هدايت و تكميل مىباشد، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مىداند.
اي بهاري كه حضورت واقعه عشق است !
چشمانِ منتظر ، همه به سويِ خانة عشق است ، تا تلألؤ نورِ الهيت هويدا گردد و گوشهاي عاشقان عاشقانه منتظرند تا ندايِ « أنا المهديت » را بشنوند.
اي يار سفر كرده ! زمين و زمان همه تشنه حضورِ مستانة توأند و هر آدينهاي تجديد بيعت ميكنند با رب عشق ...
اي تمنّاي عاشقان ! و اي آرزوي دلهاي شكسته ! آيا ميشود چشمان ما آن جمعه موعود عشق را كه غرق در احسان حضور توست ، درك كند؟
از هجر تو قلب زمين و زمان از حركت باز ايستاده است و چون جيفهاي بي خاصيت گشته است ...
پس بازآي ، اي روح هستي ! و اي ميوه دل زهرا اطهر سلاماللهعليها !
بازآي ، اي يوسف بازارِ ملاحت !
بازآي ، اي منجي دلهاي خسته عاشقان !
بازآي ، كه عمريست با بوي پيراهن تو سر كردهايم.
به اميد و انتظارِ ديداري عاشقانه
چرا او قائم آل محمّد عليهم السلام ناميده شد ؟!

ابوحمزه ثمالى مى گويد:
از حضرت امام محمّدباقر(عليه السلام) پرسيدم:
اى فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نيستيد؟
فرمود: بلى!.
عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان عليه السلام ، قائم ناميده شده است؟
حضرت عليه السلام فرمود: هنگامى كه جدّم حسين بن على عليهما السلام به شهادت رسيد، فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال ناليدند و گريستند و عرض كردند: پروردگارا! آيا كسى را كه برگزيده ترين خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وامى گذارى؟
خداوند متعال به آنها وحى فرستاد: آرام گيريد! به عزّت و جلالم سوگند! از آنها انتقام خواهم كشيد، هرچند بعد از گذشت زمانى باشد.
آنگاه پرده حجاب را كنار زده و فرزندان حسين عليه السلام را كه وارثان امامت بودند، به آنها نشان داد. ملائكه از ديدن اين صحنه بسيار مسرور شدند.
يكى از آنها در حال قيام نماز مى خواند. حق تعالى فرمود: به وسيله اين قائم از آنها انتقام خواهم گرفت.
برگرفته از كتاب : داستانهايي از امام زمان عليه السلام از بحارالانوار
به نام پروردگار مهدي
اگر مهرِ انتظار را بر قلبهايمان حَك نكرده بودند ، اگر غزل انتظار را از بَر نبوديم ، و اگر از جامِ انتظار سرمستمان نكرده بودند ، معلوم نبود در اين تاريكْ روشنِ مُبهم و اين گردشِ مُمتد و كِشدارِ ثانيهها كه روز و شبش يكسان است ، اين همه دلواپسي ، اين همه حسرت ، و اين همه سوز و گداز را به درگاه كدام سنگ و چوب و آتش ميبرديم و از كِه پناه ميجستيم .
روزها آنقدر با رنگ و نيرنگ آميخته است كه روزمان را از شب نميشناسيم و اين ابرهايِ تيرة حريص ، آنچنان وسعت آسمان را بليعدهاند كه ديري است رنگ خورشيد را نديدهايم .
مولا جان ! فضاي غبار آلودي است ؛ پس در كدامين صبحِ زيبا “ ذوالفقار “ تو ، سياهيِ شب را ميدرد و چشمان عاشق ما را به صبح صادق پيوند ميدهد؟!
فرزندِ « لافَتي » ، ذوالفقار ، عمري است چشم به راه دارد ، تا تو بيايي ؛ ندايِ « فزت و رب الكعبه » تاب و قرار از او ربوده است ؛
آه ...
ذريّة عليعليهالسلام ! فرزند غريب كوفه ! صداي درد دل غريبانة پدر را ميشنوي ؟ چاه منتظر توست تا حقّ امانت ادا كند .
مهدي جان ! امام خوبم ! زينِ واژگونِ ذوالجناح را كي سامان ميبخشي؟ كي نداي « هل من ناصر ... » سالار شهيدان را پاسخ ميگويي ؟ و نامهاي از ياد رفته شهداء را ديگر بار ، مَلكِة ذهنها ميسازي ؟ منتقم آل رسولصلياللهعليهوآله ! كي ميآيي ؟ ديري است تابلوهاي شهيدانمان را خاك غربت گرفتهاند ! و حال آنكه هر روز در اين سياه بازار تابلوهاي تازهاي چشمها را خيره ميسازد ... !
آه ... مولايم ! مهدي جان ! اين نجابت گمشده و اين غيرت بر باد رفته را بدون تو چگونه بيابيم ؟ خستهام ، خسته از اين ديوارها ؛ از اين شهر بيدَر و بيپيكر ؛ و از اين آدمهاي غفلتزده دلم گرفته است .
اي طبيب روح و روان ! اي طبيب موعود ! موعِد ملاقات ما كي ميرسد ؟ اي بيكران معرفت ! كي مَشكت را پر آب ميسازي تا بر وسعت دلهامان بتازي ، و بنياد تشنگي براندازي ؟
مسيحا نفس دوران ! كي ميآيي ؟ كدامين آينه را به قدومِ سبزت متبرك خواهي كرد تا سؤال بيجواب عاشقان را كه هر جمعه با سوز و گدازي عاشقانه فرياد ميكنند « اين الطالب بدم المقتول بكربلا » پاسخ گويي .
سرور غريبان ! مولاي غريبان ! و مهدي مهربانمان ! بر غربت دلهايمان ببار ، كه ديري است شاهد غروبي غريبيم . بيا كه رهبرمان سيدعلي نيز خستة اين روزگار و علي دوران ماست ؛ بيا مولا كه سيد علي هم منتظر امام خويش است . انشاء الله
در وادي السلام حضرت مهدي ارواحنافداه را ملاقات كردم
يكي از علماي زيدي مذهب ، كه در يمن ، مريدانِ زيادي را جمع كرده بود و منكرِ وجود مقدس حضرت بقيـه الله ارواحنافداه بود ، به علماء و مراجعِ آن وقت نامهها نوشت؛ از جمله نامهاي به مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني نوشت و از ايشان جواب خواست؛ مرحوم آيت الله اصفهانيرحمهاللهعليه در جواب نامه نوشت : اگر شما به نجــف بيائيد ، پاسخ شمـا را شفاهاً خواهم داد . لذا ايشان با فرزندش سيد ابراهيم و جمعي از مريدانش به نجف اشرف عازم شدند؛ وي به خدمت مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني رسيد و به او گفت : من طبق دعوت شما به اين مسافرت آمدهام، اميد است جوابي را كه وعده فرمودهايد به من بدهيد تا استفاده كنم. مرحوم آيت الله اصفهاني فرمودند : فردا شب به منزل ما بيائيد تا جوابِ سئوالِ شما را بدهم.
او و پسرش شب بعد به منزل مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني رفتند؛ پس از صرف شام و نقل مطالبي درباره وجود مقدس حضرت وليعصرعجلاللهتعاليفرجه و رفتن ميهمانانِ ديگر و متفرق شدن آنها و گذشتن نيمي از شب مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني به خدمتكارش ، مشهدي حسين، فرمودند : چراغ را بردار ؛ و به وي و فرزندش گفتند : برويم تا خود آن حضرت را ببينيم . آقاي ميرجهاني ميگويد : ما هم كه آن جا حاضر بوديم خواستيم با ايشان برويم، آيت الله اصفهاني فرمودند : شما نيائيد فقط ايشان با پسرش بيايند.
آنها رفتند ما نفهميديم كه به كجا رفتند؟! ولي فرداي آن روز من وي و فرزندش را ملاقات كردم و از جريانِ شب قبل سئوال نمودم او گفت : بحمدالله ما مشرف به مذهب شما شديم و معتقد به وجود مقدس حضرت وليعصرعليهالسلام گرديديم. گفتم چطور؟! فرمود : آيت الله اصفهاني، حضرت وليعصرعليهالسلام را به ما نشان داد؛ پرسيدم : چگونه او حضرت را به شما نشان داد؟!
گفت : وقتي ما از منزلِ او بيرون آمديم نميدانستيم به كجا ميرويم تا آن كه در خدمت آيت الله اصفهاني به واديالسلام وارد شديم، در وسط آن محلي بود كه آن را مقام حضرت وليعصرعليهالسلام ميگفتند، آيت الله اصفهاني وقتي كه به مقام رسيد چراغ را از مشهدي حسين گرفت و تنها مرا با خود به داخل مقام برد، در آن جا وضويش را تجديد كرد، پسرم به اعمال او ميخنديد، آن گاه چهار ركعت نماز در آن مقام خواند و كلماتي گفت كه آنرا نفهميدم، ناگهان ديدم آن فضا روشن شد.
در اين جا پسرش ميگفت : در اين موقع من بيرونِ مقام ايستاده بودم، پدرم با سيد ابوالحسن اصفهاني داخل مقام بودند پس از چند دقيقهاي صداي پدرم را شنيدم كه صيحهاي زد و غش كرد نزديك رفتم، ديدم آيت الله اصفهاني شانههاي پدرم را ميمالد تا به هوش بيايد وقتي از آن جا برگشتيم پدرم گفت : حضرت وليعصرعليهالسلام را ديدم و او مرا مشرف به مذهب اثنيعشري فرمود و بيشتر از اين خصوصيات اخلاقياش را نگفت .
پس از چند روز به يمن برگشت و چهارهزار نفر از مريدانش را شيعه دوازده امامي كرد .
بر گرفته از : كتاب گنجينه دانشمندان « ميرجهاني »
برای مطالعه مطلب جدید در وبلاگ دوم روی لینک زیر کلیک فرمایید
شمه اى از فضايل حضرت مهدى (عج )
دوازدهمين امام ، موسوم است به نام رسول خدا صلى الله عليه وآله و مكناست به كنيه آن حضرت . رزق و روزى جهانيان به يمن وجود اوست و بقاى دنيا، به يمن و بركت بقاى او.خاتم اوصيا و شرف زمين و آسمان است . و او بقيه الله است در ارضش و منتقم از اعدايش . او حجت آل محمد، صاحب زمان و خليفه رحمان ، امام و مولايمان فرزند حسن عسكرى عليه السلام است ، كه خداى ، فرجش را نزديك فرمايد!
سنش در هنگام وفات پدر بزرگوارش پنج سال بود، وليكن خداوند در اين سن اندك او را رحمت و فصل الخطاب عنايت فرمود و آن حضرت را آيت عالمين قرار داد.
بدو حكمت ارزانى داشت ؛ چنان كه با يحيى نيز در كودكى چنين كرد. او را در طفوليت امام قرار داد؛ همچنان كه عيسى را در گهواره به پيامبرى رسانيد. او از پليدى و نا پاكى منزه است و از عصيان و نافرمانى به دور، و سيره اش سيره پدرانش عليه السلام مى باشد و خارق عادات .
پيش از تولدش ، از غيب و دولتش خبر داده بودند، و او صاحب شمشير و از ائمه هدى عليه السلام و قائم به حق ، منتظر دولت ايمان است و كسى است كه خداوند به وسيله او زمين را از قسط و عدل پر مى كند؛ همچنان كه پيش از قيامش از ظلم و جور پر مى شود.
اخبار از رسول خدا صلى الله عليه وآله با سندهاى بسيار و طرق متعدد از هر دو فرقه ، بسيار وارد شده است كه : مهدى عليه السلام از فرزندان آن حضرت صلى الله عليه وآله و همنام اوست و سلطنتش از مشرق تا مغرب حاكم خواهد شد و خداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى كند؛ همچنان كه پيش از قيامش پر از ظلم و جور مى شود.
معرفى حضرت ولى عصر (عج )
امام بعد از ابى محمد عليه السلام ، پسر والاگهر اوست كه مسمى به اسم مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله و مكنى به كنيه طيبه او است . و وانگذاشت پدر بزرگوارش فرزندى به حست ظاهر و باطن به غير از آن حضرت . و واگذاشت او را در حالتى كه غايب و مستتر بود
مولد شريف آن حضرت نيمه شعبان بود از سال دويست و پنجاه و پنجم . مادر معجز پرورش ام ولدى بود كه او را نرجس مى گفتند، و سن مباركش در وقت وفات پدر بزرگوار خود پنج سال بود و در آن سن ، الله تعالى به او داده بود حكمت و فصل خطاب را، و او را آيتى ساخته بود از براى عالميان ، همچنان كه يحيى عليه السلام را در سن كودكى حكمت داد، و او را در حال طفوليت ظاهره آيت و حجت ساخت ، همچنان كه عيسى بن مريم عليه السلام را در گهواره پيغمبر كرد.
و به تحقيق كه نص بر آن حضرت در ملت اسلام پيرايه سبقت يافته بود از نبى هدى صلى الله عليه وآله و بعد از آن اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام و پدر بزرگوارش نزد كسانى كه محل وثوق و از خاصان شيعه او بودند، نص بر آن حضرت به امامت ، و اشاره به او به خلافت مى فرموده . و پيش از آن كه آفتاب جهانتاب وجود لازم السعودش روشنى بخش عرصه امكان شود، خبر در باب غيبت آن سرور ثابت و به دولت او قبل از غيبت مستفيض و متواتر بود. و اوست صاحب سيف از جمله ائمه هدى عليه السلام و قائم به حق و منتظر از براى دولت ايمان .
و او پيش از قيام و ظهور دو غيبت است كه يكى اطوال از ديگرى است ، همچنانكه در اخبار بسيار وارد شده ، امام غيبت صغرى كه آنرا غيبت صغرى گويند پس از وقت ولادت لازم السعادت است تا انقطاع سفارت و رسالت ميانه او و شيعيان او، و سفراء به وفات معدوم شدند. و اما غيبت طولى كه آنرا غيبت كبرى گويند، پس آن بعد از غيبت اولى است و در آخر غيبت كبرى قيام خواهد فرمود با سيف ، قال الله عزوجل : و نريد ان نمن على الذين استضعفوا الايه ، و قال سبحانه و تعالى : و لقد كتبنا فى الزبور... الايه .
و رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است كه : هرگز منقضى نخواهد شد ايام و ليالى تا اين كه مبعوث سازد الله تعالى مردى از اهل بيت مرا كه اسمش با اسم من موافق باشد، پر ميكند زمين را از عدل و داد همچنان كه پر شده است از ستم و جور و بيداد.
و باز از جناب مستطاب نبوى صلى الله عليه وآله مروى است كه مى فرمايد: اگر باقى نماند دنيا مگر يك روز، البته دراز مى كند الله تعالى آن روز را تا اين كه بر انگيزد در آن روز مردى از اولاد مرا كه اسمش همچو اسم من باشد، پر مى كند دنيا را از عدل و قسط همچنانكه پر است از ظلم و جور. انتهى .