اعتراف عامه به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با عدم رضایت از شیخین
خود عامّه اعتراف مى كنند كه حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ در حال وفات، از شيخين ناراضى بود، در صحيح بخارى آمده است:
فَوَجَدَتْ فاطِمَةُ عَلى أَبى بَكْرٍ فِى ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ يُكَلِّمْهُ حَتّى تُوُفِّيَتْ.» فاطمه به دليل اين [غصب فدك] بر ابوبكر غضب نمود و با او قهر كرد و سخن نگفت تا اين كه وفات نمود. صحيح بخارى، ج 5، ص 82. نيز ر.ك: ج 8، ص 3.
هم چنين در صحيح بخارى در روايتى از رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ آمده است: «إِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّى؛ فَمَنْ أَغْضَبَها، أَغْضَبَنِى.»
فاطمه پاره ى تن من است. بنابر اين هر كس او را غضبناك كند، مرا به خشم آورده است. صحيح بخارى، ج 4، ص 210 و 219.
ما بايد در اين فكر باشيم كه جزوه اى درباره ى اعتقادات حقّه بنويسيم، بدان معتقد باشيم و بر اساس آن عمل كنيم، به گونه اى كه اگر همه ى مردم دست بردارند، ما دست بر نداريم و ثابت قدم باشيم.
به نقل از سایت ایت الله بهجت رحمه الله
جهت اطلاع از نظرات مراجع در مورد باقی ماندن به تقلید از میت روی لینک زیر کلیک نمایید ...
http://bahjat.org/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=1283&Itemid=1
نظر یادتون نره ... !
اخیرا شخصی در وبلاگ خود ادعا نموده که قبر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست!!! و مشخص است!!! در پاسخ به ایشان نکاتی چند هر چند مختصر عرضه میدارم که البته جوابهای تفصیلی هم وجود دارد که به این مقدار بسنده میکنم :
به نام خدا
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک
برادر گرامی !
بسیار متاسفم که در عصر حاضر که بسیاری از فریبکاری های گذشتگان به صورت کاملا واضح بر همگان آشکار شده و حقانیت شیعه و مظلومیت خاندان عصمت خصوصا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها معلوم گردیده و مدارک مستدل تاریخی اذعان بر حقانیت و صحت ادعای های شعیان علی علیه السلام دارد و حتی کتب معتبره اهل سنت و کتب تاریخی نگاشته شده توسط بزرگان آنها تصریح به ماجراهای بعد شهادت نبی اکرم صلی الله علیه و آله دارد چطور عده ای به خود این اجازه را میدهند که حتی کتابهای تاریخی و مسندهای خود را در چاپهای جدید سانسور نموده و مواردی را که بر علیه خودشان حجت شده را حذف نمایند حال آنکه نسخ قدیمی و معتبره این کتب در دست اهل علم وجود دارد و متاسفانه شما و امثال شما به این مقدار نیز کفایت ننموده و با استفاده از امکانات ارتباطی جهان امروزی به تحریف گسترده تاریخ دست زده اید و ادعاهایی می کنید که هر عاقلی را به خنده و تمسخر وا میدارد :
البته ادعای شما به اینکه آن نقطه قبر حضرت است شبیه سخن آن شخصی است که از او پرسیدند وسط دنیا کجاست عصای خود را در نقطه ای که ایستاده بود فرو برد و گفت اگر باور ندارید متر کنید !!!!!!! ( ادعای بی اساس و عوام فریب یعنی این .... )
1 - خود شما فرمودید که طبق روایتی ابوبکر هم اعتراف کرده که حضرت زهرا سلام الله علیها شبانه دفن شده ... بله شبانه دفن شده ولی برای چه برای اینکه حضرتش وصیت کرده بود تا کسانی که به او ظلم نموده بودند یعنی ابوبکر و عمر بر جنازه او نماز نخوانند و در دفن او حاضر نباشند تا با آن حضورشان اعمال ظالمانه خود را توجیه نکنند . اگر خوف حضور آن دو در مراسم نبود پس از چه کسانی مراسم و قبر حضرتش پنهان میشد که این مراسم شبانه صورت گرفت ؟
2 - اگر واقعا آن دو ظالم حق فاطمه سلام الله علیها نبودند چطور ابوبکری که با روایت می گویید در مراسم حضور داشت نگذاشتند که پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار حضرت دفن شود مگر حضرت زهرا سلام الله علیها از آن دو تن به پیامبر نزدیکتر نبود چه مانعی وجود داشت که در مسجدالنبی و کنار پیامبر دفن شود ؟ّّّّّ!!!!!
3 - طبق سندهای معتبر به نقل از کتب اهل سنت آن دو تن در روزهای آخر حیات حضرت زهرا سلام الله علیها برای شستن فجایع قبلی به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها آمدند ولی حضرت زهرا که بعد از اصرار زیاد حضور آنان در خانه اش را به وساطت علی علیه السلام قبول کرده بود از آن دو تن اعتراف گرفت که به حضرت زهرا سلام الله علیها ظلم کردند و حضرت فرمود که طبق حدیثی از پیامبر هر کس زهرا را آزار دهد مرا آزار داده و هر کس مرا آزار دهد خدا را آزرده و در نهایت آن دو سرافکنده و محکوم از خانه خارج شدند در حالی که در مدتی که در خانه حضرت بودند حضرت زهرا سلام الله علیها از آنان رو برگردانده بود ... حضرت که در زمان حیات خود راضی نبود آنها به خانه اش بیایند بعد از شهادت هم وصیت کرد که شبانه غسل و کفن و دفن شود تا سر نماز و قبر او حاضر نشوند ....
4 - اینکه ادعا میکنید آن نقطه ای که در عکس مشخص نموده اید قبر حضرت است ادعای بی اساس و بی مدرکی است که از کسانی که در مقابل دیدگان عالمیان دست به تحریف تاریخ میزنند این ادعا و این تحریف بعید نیست
5 - چطور ممکن است قبر مادر پیامبر که البته آن هم توسط وهابیت مورد بی حرمتی واقع شده و سقف و بارگاهی ندارد با اینکه سالیان زیادی قبل از حضرت زهرا وفات نموده در منطقه ابوا مشخص بوده ولی سیاست زمان خلفا اینطور اقتضا نموده که قبر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی بماند چون مخفیانه دفن شده است
سخن بسیار و مجال اندک است شما را به تامل در حقایق و رجوع به عقل و قرآن و تاریخ صحیح دعوت می نمایم و اینکه طبق ایه قرآن ... آنان میخواهند با دهانشان نور خدا را خاموش کنند ولی خداوند نور خود را تمام خواهد کرد...
السلام علی من اتبع الهدی

فرا رسيدن شهادت صديقه كبرى، فاطمه زهرا، پاره تن پيامبرصلى الله عليه وآله همسر امير مؤمنان على بن أبى طالب، و مادر امامان معصوم را به تمامى شيفتگان و دوستداران خاتم پيامبران و اهل بيت پاك و مطهر آن حضرت تسليت عرض نموده، اميد آن داريم كه در دنيا سعادت پيروى و زيارت اين بزرگواران را داشته باشيم، و در آخرت از شفاعتشان بهرهمند گرديم، آمين ربّ العاليمن.
به همين مناسبت مختصرى از فضايل و مناقب اين بانوى بزرگوار، و زندگى و شهادت آن حضرت را در اينجا مىآوريم، به اميد آن كه مقبول آستان شريفش واقع شود.
- ميلاد نورفاطمه زهراعليها السلام
در روز بيستم جمادى الثاني، در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه ديده به جهان گشود، پدر بزرگوارش خاتم الأنبياء حضرت محمد مصطفىصلى الله عليه وآله و مادر گرامش خديجه كبرىعليها السلام است، همان بانويى كه با تمام وجود از پيامبرصلى الله عليه وآله دفاع كرد و اول زنى بود كه به آن حضرت ايمان آورد.
اما چرا از فاطمه زهراعليها السلام به نور تعبير كرديم؟ در روايتى كه مرحوم صدوق در كتاب امالى نقل كرده چنين آمده است: «پيامبر اكر فرمود: وقتى كه مرا به معراج بردند، جبرئيل امين دست مرا گرفت و وارد بهشت كرد، از خرماى بهشتى به من داد و من آن خرما را تناول كردم، آن خرما در صلب من تبديل به نطفه شد، و سپس فاطمه زهرا از آن به وجود آمد، پس فاطمه انسان بهشتى است، هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم فاطمه را مىبويم».
و در زيارت جامعه كبيره مىخوانيم: «خداوند انوار شما را خلق كرد، و پيرامون عرش خود قرار داد» و در زيارت امام حسينعليه السلام مىخوانيم: شهادت مىدهم كه تو نورى بودى در پشت مردان بلند مرتبه و در رحم زنهاى پاك و مطهر.
آرى، نور خداوند ابتدا در وجود خاتم پيامبران، و امير مؤمنان على عليه السلام جاى گرفت، و سپس از پيامبرصلى الله عليه وآله به فاطمه زهراعليها السلام منتقل شد.
وقتى اين انسان بهشتى و تنديس نور به دنيا آمد دل پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله پر از شادى و سرور گشت، رسول اكرمصلى الله عليه وآله مىدانست كه اولاد او فقط از نسل فاطمه زهراعليها السلام است، و او تنها حامل نور اوست، و از اين جهت او را بسيار دوست مىداشت، و او را «امّ ابيها» مىخواند.
و درباره او مىفرمود: فاطمه پاره تن من است، آنچه او را ناراحت كند مرا نيز مىآزارد. و نيز آن حضرت صبح هر روز كه به مسجد مىرفتند آستانه درب خانه فاطمهعليها السلام را مىگرفتند و مىگفتند: «سلام بر شما اى اهل بيت نبوت» إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک فرمایید .

اَلا فِی الفِتنةِ سَقطوا وَ انّ جَهنم لَمحیطةٌ بِالکافرینَ ؛ فتنه شما بودید و عمل شما فتنه فاسده بود حقوق را از اهل آن غصب کردید تا آن که بر اساس ادعای واهی خود از فتنه جلوگیری کنید و کدام محنتی بزرگتر از تغییر مجرای اسلام است و تبدیل احکام، و غصب حقوق اهلبیت و با قساوت قلب و خشونت با آنان رفتار نمودن؟
فَهیهاتَ مِنکم! ؛ معنی کلمه هیهات یعنی دوری و تو گویی که ارتکاب اینگونه اعمال از آنان، به نظر بسیار مستبعد میرسید آن هم استبعادی همراه با تعجب که آنان چگونه به آن کارها توانستند اقدام کنند و چه انسان منصفی اینگونه اعمال زشت و ناپسند را که منجر به آن جرائم بزرگ گردد آن هم بر خلاف تصریح قرآن و تصریحات رسول اکرم و سفارشات وی در حق عترت و اهلبیتش باور مینماید؟
وَ کیف بکُم ؛ فاطمه زهرا علیهاالسلام از این دگرگونی که در عقاید و سلوک آنان پدید آمده تعجب میکند یعنی چگونه این اعمال را انجام دادید و چگونه شما لایق ارتکاب این جنایت بودید؟
وَ انّی تُوفکونَ ؛ کجا میروید و شیطان چگونه شما را از راه پر فضیلت و نمونهتان به راه دیگر برد و چگونه شما را به این اعمال واداشت در حالی که:
و کتابُ اللهِ بَینَ اَظهر کُم ؛ در حالی که قرآن هنوز در میان شما موجود است و شما را در پناه خویش گرفته است .
اُمورهُ طاهرهٌ ؛ در قرآن چیزی که موجب شک و تردید شود وجود ندارد چرا که امور آن آشکار است.
و اَحکامهُ زاهرهٌ ؛ و احکامش متلالا و درخشان است.
و اَعلامُهُ باهرهٌ ؛ علاماتی که به وسیله آنها بر قرآن استدلال میشود از نورانیت و فروغ فراوانی برخوردارند.
و زَواجرهُ لائحة ؛ آن نواهی قرآن که شما را از تبعیت هوی باز میدارد واضح و روشن است.
و اَوامرهُ واضحة ؛ اوامری که شما را به اطاعت ما و یاد گرفتن احکام از ما و تسلیم شدن در برابر ما میخواند ظاهر است.
و قَد خَلفتموهُ وَراءَ ظُهورکُم ؛ جای تاسف است قرآنی که موصوف به این اوصاف است امروز به پشت سرهاتان افکندهاید نه از آن چیزی یاد میگیرید و نه گفتارش را اخذ مینمائید.
فتنه شما بودید و عمل شما فتنه فاسده بود حقوق را از اهل آن غصب کردید تا آن که بر اساس ادعای واهی خود از فتنه جلوگیری کنید و کدام محنتی بزرگتر از تغییر مجرای اسلام است و تبدیل احکام، و غصب حقوق اهلبیت و با قساوت قلب و خشونت با آنان رفتار نمودن؟
اَ رَغبة عَنه تُریدونَ؟ ؛ این استفهام توبیخی است، زیرا انسان زمانی که چیزی را پشت سر افکند معنای آن چنین است که به آن رغبتی ندارد و به آن پشت نموده است، آری گویی این بزرگوار میفرماید شما عمل به قرآن را به کناری افکندهاید، یعنی قرآن شما را خوش نیاید یعنی احکام آن مزاحم با هویها و اهداف شماست.
اَم بِغیرهِ تَحکمون؟ ؛ به قوانین دیگری غیر از قوانین قرآن حکم مینمایید زیرا که برای قرآن صلاحیت عمل در میان خودتان را قائل نیستید.
بِئسَ لِلظالمینَ بَدلاً ؛ آنچه را که به جای قرآن گرفتهاید چه بد است یعنی احکام باطلی که اتخاذ نمودهاید و آنها را به جای قرآن به کار میزنید.
ثُمَّ لَم تَلبثُوا اِلّا رَبثَ اَن تَسکنَ نَفرتها وَ یَسلسَ قِیادها ؛ در اینجا حضرت صدیقه طاهره فتنه را به شتر ماده و یا حیوان رمیدهای تشبیه میفرماید که رام کردنش بسیار دشوار است و سوار شدنش سخت. لذا میفرماید بعد از آن که بر این مقام بلند مرتبه عالیقدر والا مسلط شدید؛ (مقام خلافت) آنقدر درنگ نکردید که کارها تمام شود و اضطرابها آرام گردد و آنگاه شروع به اعمال خرابکارانه نمایید.
ثُمَّ اَخذتم تُورونَ و قَدتَها و تُهیَّجونَ جَمرتها ؛ شروع به فتنهانگیزی نمودید مانند کسی که در آتش میدمد تا بیشتر فروزان شود و یا گل آتش را میگرداند و حرکت میدهد تا شعلهور شده و آتشش کاملاً آشکار گردد و خشک و تر را بسوزاند و مقصود از این مثال امور تاسف باری بود که این افراد بر سر امیرالمومنین آوردند از سلب امکانات و هجوم به در خانه، و آنچه را که بر صدیقه طاهره و او فرزندانش وارد آوردند، مصادره املاک، بازداشتن خمس و فئی از آنان و امور فراوان دیگری که مورخان ذکر کردهاند و مسلماً تمامی رویدادها نیست.
و خلاصه کلام آن که شما اقدام به جرائم پشت سر هم و فراوانی نمودید که هر کدام از آنها از دیگری فجیعتر و زشتتر بود.
و تَستجیبونَ لِهِتافِ الشَّیطانِ الغَویّ ؛ زیرا که شیطان حزب خود را دعوت میکند تا سرانجام در زمره اصحاب جهنم درآیند و قرآن کریم ما را از سخن شیطان آگاهی میدهد که: « وَ ما کانَ لی عَلیکم مِن سُلطانٍ الّا اَن دَعوتکُم فَاستجبتُم لی» ؛ مرا بر شما تسلطی نبود فقط شما را دعوت کردم و شما نیز اجابت کردید.
آری اعمالی که مردان صاحب قدرت و حکومت در آن زمان بر علیه خانواده پیامبر صورت دادند مسلماً در پاسخ به ندای خدا و پیامبر که آنان را دعوت میکردند نبود، بلکه پاسخ به ندای شیطان گمراه بود.
وَ اِطفاءِ اَنوار الدّین الجَلیّ ؛ دین اسلام را انواری است که مردمان به وسیله آنها هدایت میشوند و آن انوار عبارتند از محاسن احکام و قوانین اسلام و روحانیتی که دین از آن بهرهمند است و آنان سعی کردند این انوار را با اعمال زشت و ناپسندشان خاموش کنند.
َو اِخمادِ سُننِ النَّبیِّ الصَّفیِّ ؛ از بین بردن راه و رسم رسول خدا و در اینجا سنن نبوی تشبیه به نور گردیده است و زیر پا نهادن سنن تشبیه به اخماد شده است.
تُسرّونَ حَسواً فِی ارتِغاءٍ ؛ این جمله اشاره به قضیه معروفی است و آن این که زمانی که شیر را میدوشند روی آن کف جمع میشود مردی میآید و چنین وانمود میکند که فقط علاقمند به نوشیدن کف است ولی آهسته و در پنهانی شیر را نیز مینوشد و این مثل برای کسی وضع شده که ادعای چیزی را میکند ولی غیر از آن را مورد نظر دارد، او شیر را مخفیانه مینوشد ولی ادعا میکند که کف را مینوشد در این صورت گفته میشود: فُلانٌ یُسرُّ حَسواً فی ارتِغاءٍ وَ الارتغاء یعنی نوشیدن کف.
و به این ترتیب و با ذکر این مَثل حضرت صدیقه طاهره هدف اصلی و حقیقی آن گروه را خبر میدهند که آنان ادعای چیزی را میکنند ولی مطلب دیگری را مدنظر دارند. آری آنان ادعا میکنند که قصد جلوگیری از فتنه را دارند ولی مراد و مقصود حقیقیشان بستن در خانه آل محمد و از بین بردن هستی و کیان اهلبیت رسول خدا است.
ادامه این مبحث در بخش چهارم ...
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، سیدمحمد کاظم قزوینی
حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام ( بخش دوم )

ثُمَّ استَنهضکم فَوجدکُم خِفافاً ؛ به شما امر به قیام به همراه خود کرد و شما را بدون این که کمترین سنگینی و دشواری در خود بیابد در انجام وسوسههایش سریع یافت.
وَ اَحمشکم فَالفاکُم غِضاباً در نسخه دیگری آمده: فَوجدکم غِصاباً ؛ یا شما را به غضب حمل کرد و بر غضب تشویق و تحریکتان نمود آنگاه دید که شما به غضب او غضبناک میشوید و بر اساس مصلحت و حساب شیطان به سوی غضب میگرائید و خلاصه آن که شیطان شما را مطیع اوامر و منقاد خود در هر حالتی یافت.
فَوسمتُم غَیر اِبلکُم ؛ نتیجه این کار آن شد که عمل کردید آنچه را که اجازه نداشتید عمل نمائید و انتخاب کردید آنچه را که نباید انتخاب میکردید و کلید کارها را به غیر اهل آنها دادید و رهبری و زمامداری را به نااهل تحویل دادید.
وَ اَوردتُم غَیر شِربِکم و در نسخه دیگری آمده: وَ اَورَدتُموها شِرباً لیس لکُم ؛ مانند چوپانی که شترش را در چشمهای که مال او نیست فرود میآورد و مقصود آنست که شما آنچه را که حقی در آن نداشتید - خلافت را – گرفتید. مراد آنست که مردمانی اندک برای تعیین خلیفه قیام کردند و خلافت را از اهل و اصحاب شرعی آن به جای دیگر افکندند. آری این تصرفات حق مردم نبود بلکه باید از سوی خدای تعالی معین گردد؛ که گردیده بود.
جراحات مصیبت وفات رسول خدا هنوز التیام نیافته است. قبل از دفن رسول خدا پیشتازان انقلاب ظاهر شدند یعنی در همان ساعاتی که علی علیه السلام پیامبر را غسل میداد و کفن میکرد جمع شدید و آنچه خواستید کردید.
هذا وَ العَهدُ قَریبٌ ؛ تمام این تغییرات به وجود آمد در حالی که عهد نزدیک بود یعنی از زمان رسول خدا مدت زمان طولانی نگذشته بود البته ممکن است که تغییر یابد یا مسلمانان اوامر و تعالیم را بر اساس و اثر مرور زمان فراموش کنند و این امر در طی مدت طولانی ممکن است صورت بگیرد ولی اکنون بیش از دو هفته از وفات پیامبر نگذشته است که دین اینگونه دستخوش تغییر و دگرگونی شده است.
وَ الکلمُ رَحیبٌ ؛ و جراحت قلب که بر اثر وفات رسول اکرم به وجود آمده دائماً دهانهاش وسیعتر میگردد و این تعبیر برای رساندن وسعت جراحت از دست دادن رسول خدا و عظمت مصیبت او و شدت امر و ناراحتی به کار رفته شده است.
وَالجُرجُ لمّا یَندَمل ؛ جراحات مصیبت وفات رسول خدا هنوز التیام نیافته است.
وَالرَّسُولُ لَما یُقبر ؛ قبل از دفن رسول خدا پیشتازان انقلاب ظاهر شدند یعنی در همان ساعاتی که علی علیه السلام پیامبر را غسل میداد و کفن میکرد جمع شدید و آنچه خواستید کردید.
اِبتداراً زَعَمتم خَوف الفِتنةِ و در نسخه دیگری است: بدراراً ؛ به سرعت و با کمال عجله به این کارها پرداختید و پنداشتید که آنچه کردید به خاطر جلوگیری نمودن از فتنه است و معنی زعم یعنی شیئی و مطلبی را ادعا کند در حالی که دروغ بودنش را میداند و معنی زعمتم در اینجا گمان کردید که این اعمال را انجام میدهید تا فتنهای واقع نشود و خود شما میدانید که در این ادعای خود دروغگویانید.
ادامه این مبحث در بخش سوم ...
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، سیدمحمد کاظم قزوینی

آزار فاطمه، آزار خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله است
اين كه آزار فاطمه عليهاالسلام اذيت و آزار خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است، موضوعى است كه دهها حديث معتبر در اين باره در كتب شيعه و سنى آمده، كه اينك بدون نياز به تحليل، به چند حديث از آنها تبرك مىجوييم:
1- قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
فاطمه بضعة منى، فمن اغضبها اغضبنى (1)؛ فاطمه پارهى تن من است، هر كس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.
2- عن النبى صلى اللَّه عليه و آله:
فاطمه بضعة منى، و هى نور عينى، ثمره فوادى، و روحى التى بين جنبى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه، و من اغضبها فقد اغضبنى، يوذينى ما آذاها (2) ؛ فاطمه پارهى تن من، نور چشمم، ميوهى دلم و روح و روانم است. هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و اذيت من اذيت خداست و كسى كه وى را به خشم آورد، مرا به خشم آورده، و اذيت مىكند مرا، آنچه فاطمه را اذيت كند.3- قال النبى:
فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل و هذا يدل على عصمتها (3)؛ فاطمه پارهى تن من است، هر كس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده. (سپس ابن ابىالحديد مىگويد: اين حديث، عصمت فاطمه را در بر دارد.)
4- عن رسول الله صلى الله عليه و آله:
ان اللَّه عزوجل ليغضب لغضب فاطمه، و يرضى لرضاها (4)؛ خداوند با خشم و غضب فاطمه به خشم آيد و با رضاى او راضى مىگردد.
5- قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
فاطمه بضعة منى، يوذينى ما اذاها (5) ؛ فاطمه پارهى تن من است، اذيت مىكند مرا، آنچه او را بيازارد.
6- قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
فاطمه بنت محمد، و هى بضعة منى، فمن آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه (6) ؛ فاطمه دختر محمد است، او پارهى تن من است، هر كس وى را آزار دهد، مرا آزار نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت نموده است. اين احاديث ششگانه، كه به عنوان نمونه، از كتابهاى معتبر اهل تسنن نقل گرديد، مىرساند كه خشم فاطمه عليهاالسلام باعث خشم خدا و پيامبر مىگردد و اساساً رضايت و غضب الهى به رضا و غضب فاطمه عليهاالسلام بستگى دارد. و چنانچه ملاحظه فرموديد از اين احاديث به عصمت فاطمه عليهاالسلام اشاره نموده و حركت او را تابع اراده و خواست خدا مىداند.
پینوشتها:
1ـ كنزالعمال، ج 12، ص 108 ش 34222/ جامع الصغير سيوطى، ج 2، ص 208 ش 58333/ صحيح بخارى، ج 5، ص 96 ش 278.
2ـ مسند احمد حنبل، ج 4، ص 329.
3ـ ابن ابىالحديد، ج 16، ص 273.
4ـ فرائد سمطين، ج 2، ص 46، ش 378.
5ـ صحيح مسلم، ج 16، ص 3 به شرح نووى.
6ـ محجةالبيضاء، ج 4، ص 210.
برگرفته از سایت تبیان

روایات گوناگونی در مورد نامگذاری آن حضرت به این نام مبارک نقل شده است که ما پیش از ترسیم این روایات خاطر نشان میسازیم که؛ نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته میشود:
«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.
علاّمه مجلسی در این مورد میگوید:
چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول میآید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است. همانگونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.
و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:
ششمین امام نور از پدران گرانمایهاش و آنان از پیامبر گرامی آوردهاند که فرمود:
ان جبرئیل قال له: ... سُمّیت فاطمة، فی الارض، [لانها] فطمت شیعتها من النار. (1)
فرشته وحی برای او پیام آورد که: این دخت گرانمایه در زمین، «فاطمه» نامگذاری شد، چرا که پیروان راستین او از آتش دوزخ در امان داشته شدهاند.
هشتمین امام نور از پدران گرانقدرش و آنان از پیامبر آوردهاند که فرمود:
یا فاطمة أتدرین لمَ سُمّیتِ فاطمة؟ فاطمه جان! میدانی چرا به این نام، نامگذاری شدهای؟
قال علی علیهالسلام: لمَ سُمّیتِ؟ امیرمومنان پرسید: چرا؟
قال: لانها فطمت هی و شیعتها من النار.(2) فرمود: بدان دلیل که او و پیروان راستیناش از آتش دوزخ در امان داشته شدهاند.
و نیز فرمود:
سمّیت فاطمة لان الله فطمها و ذریّتها من النار، من لقی الله منهم بالتوحید و الایمان بما جئت به(3)؛ او فاطمه نامیده شده چرا که خدای جهانآفرین او و هر کدام از نسل پاکش که خدای را با توحیدگرایی و ایمان به آنچه من آوردهام، دیدار کند، همه را، از آتش در امان داشته است.
و نیز از پیامبر آوردهاند که فرمود:
انّما سمّیت ابنتی فاطمة، لان الله فطمها و ذرّیتها و محبّیها عن النار(4) ؛ دخترم فاطمه تنها بدین جهت به این نام مقدّس نامیده شد که خدا او و نسل پاک و دوستداران واقعیاش را از آتش دوزخ در امان داشت.
و نیز از پنجمین امام نور آوردهاند که فرمود:
در روز رستاخیز فاطمه علیهاالسلام بر نزدیک در دوزخ میایستد و نیایشگرانه رو به آسمان میگوید:
الهی و سیدی، سمّیتنی فاطمة، ... (5)
برای خواندن دنباله مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید ...