
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

امام هشتم شيعيان ، حضرت على بن موسی الرضا علیه السلام برطبق قول مشهور در تاريخ 11 ذيقعده سال 148 و بنا به قول ديگرى 11 ذيحجه در مدينه چشم به جهان گشودند.
نام شريف آن حضرت، "على" ، كنيه ی ايشان " ابوالحسن" و القاب شريفش "رضا" ، "صابر"، "فاضل"، "رضى"، و "وفى" بوده است كه "رضا" از همه معروفتر است.
حضرت رضا علیه السلام به علم و دانش معروف و مشهور بودند. مأمون ـ خليفه عباسى ـ مجالس متعددى با حضور فقها، متكلمين و علماى اديان مختلف تشكيل می داد تا با آن امام مناظره كنند و ايشان بر همگــى غالب می شدند و همگان به قصور فهم و دانش خويش در برابر اين درياى بی پايان اعتراف می نمودند.
از جمله خصوصيات اخلاقى آن حضرت اين است كه ايشان هيچ گاه سخنى را قطع نمی كردند. در حضور ديگران پاى خود را دراز نمی كردند و چون سفره غذا را می گستراندند ، با تمام غلامان خود بر سر سفره حاضر می شدند و غذا می خوردند و از هر غذايى كه در سفره بود، بهترين قسمت آن را جدا كرده، براى مستمندان می فرستادند. بسيار صدقه می دادند و اين كار را بيشتر اوقات در تاريكى شب انجـام می دادند.

شيخ صدوق چنين نقل كرده است : همه كلام حضرت و جوابها و مثالهايش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و مىفرمود: اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مىتوانم آن را ختم نمايم اما هرگز به آیهاى نمىرسم مگر اينكه در معناى آن و اينكه درباره چه چيزى و در چه وقتى نازل گشته ، مىانديشم.
آن حضرت در مورد پيروى از قرآن مىفرمايد : قرآن كلام و سخن خداست ازآن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوييد كه گمراه مىشويد.
امام در راه سفر خود به خراسان ، وارد نيشابور شدند. عده بسيار زيادى دور حضرت را گرفتند و از ايشان طلب حديث كردند. حضرت از پدرشان حضرت كاظم ، از پدرشان امام جعفر صادق ، از امام محمد باقر ، از امام زين العابدين ، از امام حسين ، از على بن ابى طالب علیهم السلام ، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل فرمودند كه جبرئيل به آن حضرت عرض كرد : "خداوند می فرمايد : كلمة لا إله إلا الله حصنى. فمن دخل حصنى، أمن من عذابى : جمله لا إله إلا الله قلعه من است و هر كس داخل قلعه من شود، از عذابم در امان است." ؛ برطبق برخى نقلها پس از اندکی درنگ ، فرمود : بشروطها و أنا من شروطها : اين امر شروطى دارد و من ـ يعنى پذيرش ولايت من ـ از جمله آن شروط هستم.


علت مُلقّب شدن امام هشتم به "رضا" چه بود؟
O ايشان مورد رضا و پسند خدا در آسمان و پسند رسول خدا صلي الله عليه و آله و امامان عليهم السلام در زمين بوده است.
O مخالف و موافق، شيعه و سني او را پسنديدند و ايشان مورد رضا و پسند همه بودند.
O آن حضرت به رضاي پروردگار راضي بودند و اين خصلت ارزشمند را که مقامي بالاتر از صبر است را به طور کامل داشتند، چنانکه روايت شده در نقش انگشتر حضرت اين جمله نقش بسته بود: «ماشاءالله لا قوه الا بالله»(1)
ايشان در هر عصري که بودند، ظهور چنين خصلتي براي اسلام بسيار کارساز بود از اين رو اين خصلت (رضا بودن) در همه عرصههاي زندگي ايشان بروز و ظهور کرد .
ايشان مشکلات پيچيده عصرش را با دريايي از سعه صدر، متانت، بردباري حل کردند و مصداق عالي سخن جدشان اميرالمومنين عليه السلام شدند که در مناجات خودشان به خداوند عزوجل چنين فرموند:
«الهي لو ادخلتني نارک لم اتل انها نار، اقول انها جنتي لان رضاک جنتي، فاينما انزلتني اعرف رضاک فيه»؛
«اي معبود من! هرگاه تو مرا در آتش دوزخت وارد سازي نميگويم آن آتش است بلکه ميگويم آن بهشت من است زيرا خشنودي تو، بهشت من است در هر کجا که مرا وارد کني، رضاي تو را در آن ميشناسم.»(2)
اين که برخي معتقدند چون مامون به ولايت عهدي آن حضرت راضي شد از اين رو به ايشان رضا گفتند، اين نسبت در روايات اسلامي رد شده است، بلکه امام کاظم عليه السلام؛ قبل از خلافت مامون، ايشان را رضا ناميدند. از سليمان حفص مروزي نقل شده که امام کاظم عليه السلام فرزندش علي را رضا ميناميد و ميفرمود فرزندم رضا را صدا کنيد و يا فرزندم رضا به من گفت. و زماني که با حضرت رضا عليه السلام صحبت ميکردند ايشان را با ابالحسن خطاب ميفرمودند.(3)
پی نوشتها :
1- جعفر مرتضي حسيني، زندگي سياسي هشتمين امام، ص 91.
2 - حسين، عمادزاده، چهارده معصوم، ص 1064.
3- ابن بابويه، صدوق، عيون اخبارالرضا، علي اکبر، غفاري، ج 1، ص 26/ علي بن عيسي، الاربلي، کشف الغمه، ج 3، ص 128.
ويژهنامهي شهادت امام رضاعليهالسلام
سالروز شهادت ولي نعمت ايرانيان سرور شيعيان حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام تسليت باد
با توجه به اينــكه در ايام شهـــادت ، ولـينعمت ايــرانيان ، حضــرت امـام رضاعليهالسلام قرار گرفتهايم ، در نظـر داريم در اين مجال كوتاه ، مروري داشته باشيم به دوران امامت آن امام غريبعليهالسلام كه اميــدواريم مورد تـوجه و عنـايت آن حضرتعليهالسلام واقع گردد.
مدت امامتِ آن حضرتعليهالسلام ، بيست سال بود كه ده سال آن ، معاصر با خلافتِ « هارونالرشيدلعنهاللهعليه » ، پنج سال ، معاصر با خلافتِ « محمدِ امينلعنهاللهعليه » و پنج سالِ آخر نيز ، معاصر با خلافتِ « عبدالله مأمونلعنهاللهعليه » بود.
امامعليهالسلام تا آغازِ خلافتِ مأمون ، در زادگاه خود شهر مقدس مدينه اقامت داشت ؛ ولي مأمون پس از رسيدن به حكومت ، حضرتعليهالسلام را به خراسان دعوت كرد و سرانجام حضرتعليهالسلام در ماه صفرِ سال 203 هـ.ق ، در سنّ 55 سالگي ، به شهادت رسيد و در همان سرزمين ، به خاك سپرده شد.
هارونلعنهاللهعليه در زمانِ خلافت خود ، محمد امين ، را وليعهد خود قرار داد و از مردم براي او بيعت گرفت و مأمون را نيز وليعهد دوّم قرار داد.
در سال 193 هـ.ق ، به هارونلعنهاللهعليه گزارش رسيد كه انقلاب و شورش در شهرهايِ خراسان بالا گرفته و فرماندهانِ ارتش با همة بيرحمي و درندگي كه نشان ميدهند از خاموش ساختنِ فرياد انقلاب ، عاجز ماندهاند . هارونلعنهاللهعليه ، پس از مشاوره با وزيران صلاح ديد كه شخصاً به آن سرزمين سفر كند و قدرتِ خلافت را يكجا براي سركوبي اتقلابها و نهضتهايِ خراسانيان به كار گيرد ؛ وي پسرش ، محمدِ امين ، را در بغداد گذاشت و مأمون را كه ضمناً از طرف پدر ، واليِ خراسان بود ، همراه خود به خراسان برد . هارون توانست ، اوضاعِ آشفتة خراسان را آرام كند امّا ديگر نتوانست به بغداد ، مركز خلافت ، برگردد . او در سوم جماديالآخرِ سال 193 هـ.ق ، در طوس درگذشت و دو برادر ، در صحنة رقابت بر جاي گذاشت .
شبي كه هارونلعنهاللهعليه ، در طوس به جهنم واصل شد...
آشنايي مختصر با حضرت علي بن موسي الرضا عليهما السلام
امام هشتمِ شيعيان، حضرت علي بن موسي الرضا عليهماالسلام ، در روزِ پنجشنبه 11 ذيالقعده سال 148 هجري قمري در مدينه به دنيا آمد؛ پدر بزرگوارشان حضرت موسي بن جعفر عليهماالسلام و مادرِ مكرمهي ايشان نجمه هستند؛ از مهمترين لقبهاي ايشان ميتوان ( رضا ، صابر ، رضي ، وفي ) را ذكر كرد .
كنيهي شريفشان ابوالحسن و مرقد مطهرشان مشهد مقدس ، زيارتگاه عاشقان آن حضرت است؛
ايشان ، در سال 203 هجري قمري در سن 55 سالگي به وسيلهي مأمون لعنة الله عليه مسموم شدند و به شهادت رسيدند .
دوران عمر ايشان در سه بخش قابل بررسي است :
1 ـ دوران قبل از امامت؛ 35 سال ( 148 تا 183 هـ .ق)
2 ـ دوران بعد از امامت؛ 17 سال ، در مدينه
3 ـ دوران بعد از امامت؛ سه سال در خراسان، كه حساسترين دورهي زندگي اجتماعي و سياسي آن حضرت در اين سه سال بود.
طاغوتهاي زمان امامت ايشان عبارتند از :
هارون ، محمد امين ، مأمون لعنة الله عليهم كه ده سال آن در عصر خلافت هارون لعنة الله عليه، پنج سال در عصرِ امين لعنة الله عليه و پنج سال آخر در عصرِ مأمون لعنة الله عليه گذشت.
تولد حضرت علي بن موسيالرضاعليهماالسلام ، براي شيعيان دنيا بزرگترين عيد و روز سرور است چراكه در احاديث ميفرمايند : بضعة پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله پارهي تن پيغمبر اكرم صلياللهعليهوآله در ارض طوس دفن خواهد شد . و در روايت ديگري است كه ( زيارت نميكند او را مگر خواص از شيعه؛ ) لا يزروه الّا الخواص من الشيعه .
شيعيان دنيا ـ البته دوازده امامي ـ زيادند، ولي شيعه در اصطلاحِ روايات و هم در اصطلاح مردم مسلمان به كسي ميگويند كه بعد از پيغمبر اكرم صلياللهعليهوآله معتقد به خلافت بِلافصلِ اميرالمؤمنين عليبن ابيطالبعليهالسلام باشد و اينها كساني هستند كه عرفاً اسمشان شيعه است؛ از اين ميان بعضيها سه امامي بعضي چهار امامي و بعضي شش امامي هستتند اما به مجرد اينكه انسان اعتقاد به عليبنموسيالرضاعليهماالسلام پيدا كرد ديگر شيعهي دوازده امامي است و از اين جهت فرمودهاند كه زيارت نميكند علي بن موسيالرضاعليهالسلام را مگر خواصِ از شيعه يعني شيعيان خاص؛ و لذا كساني كه زائر ايشان هستند از خواص شيعيان آن حضرتند.
از معجزات خاندان عصمت است كه در آن زمان قبل از اينكه حتي علي بن موسيالرضا عليهماالسلام متولد شود، روايات زيادي دربارهي فضيلت زيارت آن حضرت بيان كردهاند كه پيغمبر اكرم صلياللهعليهوآله فرمودند : ستدفن بضعه مني بِارض خراسان ... ( به زودي در زمينِ خراسان پارهي تن من دفن خواهد شد؛ همه بدانند كسي كه در غربت اين پارهي تن مرا زيارت كند، خود من شفيع او خواهم بود در روز قيامت؛)
روايتي ديگر از عليبن ابيطالبعليهالسلام است كه فرمود : سيقتل رجل من ولدي بارض خراسان يقال لها طوس اسمه اسمي و اسم ابيه اسم ابن عمران موسي ... : ( به زودي مردي از فرزندانم در سرزمينِ خراسان به شهادت ميرسد كه اسم او اسم من است)؛ ـ عليبنموسيالرضاعليهالسلام ـ (كسي كه اين فرزند من را كه اسمش اسم من و اسم پدرش موسي است در سرزمين خراسان زيارت كند ـ غفرالله له ذنوبه ـ خدا گناهان او را ميآمرزد.)
در تفسير آيهي شريفهي : ان عدة الشهور عندالله اثنا عشر شهر في كتاب الله ميفرمايند : منظور دوازده امامي است كه جانشينان پيغمبر اكرم صلياللهعليهوآله هستند؛ در ادامهي همين آيه ميفرمايد : منها اربعة حرم : چهار نفر از اينها اسمشان علي است كه احترام بيشتري بايد داشته باشند ،فلا تظلموا فيهن انفسكم . دربارهي اينها به خودتان ظلم نكنيد؛ يعني اگر بيمحبتي به اين چهار امام و چهار علي كرديد ظلم به خودتان كردهايد.
كرامت و بزرگواري امام رضاعليهالسلام :
كرامت اهلبيت عليهمالسلام آنقدر است كه امثال ما را توان درك و فهم آن نيست؛ آنچه در كتابها نقل شده تنها قطرهاي از كرامت آن بزرگواران است.
شخصي به امام رضا عليهالسلام عرض كرد : به اندازهي كرم و جوانمردي خودت به من عطا كن. امام عليهالسلام فرمودند : چنين توانائي ندارم؛ ( شايد منظور اين است كه اين دنيا گنجايش چنين كرم و عطايي را ندارد؛ يا تو قابليت دريافت آنرا نداري و يا موقعيت فعلي چنين اجازهاي به من نميدهد. ) او عرض كرد : پس به اندازهي جوانمردي خودم عطا كن. امامعليهالسلام به خدمتكارش فرمود : دو هزار دينار (دو هزار سكهي طلا) به او بده .
ضامن آهو :
بارها اين لقب را در مورد امام رضاعليهالسلام به كار بردهايم ولي بسياري از ما دقيقاً ماجراي مربوط به آنرا نمي دانيم.
گفتهاند : حضرت رضاعليهالسلام در نيشابور به محلهاي به نام فوزا رفتند و دستور دادند در آنجا يك باب حمـّام ساختند؛ چشمهاي را هم كه در آن محل بود لايروبي نمودند و نيز دستور دادند در بالاي آن حوضي ساختند و پشت آن حوض را محل نماز قرار دادند و سپس خود آن حضرت در آن حوض غسل كردند و در پشت آن نماز گزاردند و اين موضوع سنـّت شد ... در اين هنگام كه جمعيت در محضرِ امام رضاعليهالسلام ، كنار حوض نشسته بودند، آهويي به محضر آن حضرتعليهالسلام آمد و پناهنده شد؛ گويا آن آهو در صيد شخصي بود و با پناه آوردن به آن بزرگوار آزاد گرديد؛ از اين رو به آن حضرت ضامن آهو ميگويند چرا كه جان آن آهو را در نزدِ صياد ضمانت فرمود . محل مذكور به احتمال فراوان قدمگاه فعلي است.
السلام عليك يا معين الضعفاء السلطان اباالحسن يا علي بن موسي الرضا المرتضي
خداوند زيارت مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليهماالسلام را در ايام عمر ما با معرفت كامل به دفعات روزي فرمايد إن شاء الله